تبليغاتX
تلاش براي آ‍زادي

اللهم تقبل منا هذا القلیل

خدایا! برادرانم در زندانند و تو خود لحظه به لحظه شاهد رنجهایشان هستی.خدایا به آنها صبری بده که هیچ تازیانه ستمی ایمانشان را نلرزاند. خدایا تو می دانی که جرم بی گناهی در این خفقان مرگ بار چقدر عظیم است.

بی گناهی کم گناهی نیست در دوران عشق یوسف از پاکی دامانش به زندان او فتاد.

خدایا! تو می دانی که بهای شکستن سکوت مصلحت به فریاد عدالت وحقیقت چقدر سنگین است.

تو می دانی که عمل به وصیت امیر(ع) : کونو للظالم خصما و للمظلوم عونا در حکومت این پوستین تهی شده از مغز دین چه جرم نابخشودنی است. خدایا! سلمان ها ، مهدی ها ، سجادها ، احمدها ،... در زندان اند و مددی ها ، زارعی ها و... بیشرمانه رها! خدایا! تو به فریاد این بیداد برس! که جز تو فریادرسی نیست.

خدایا تو خود شاهدی که مادرانی که موسی هایشان را به امید تو در این دریای بیکرانه فتنه به آب سپردند ، چه دردی را متحمل اند. تو خود سکینه ای بر آشوب و اضطراب سینه هاشان فروفرست!

خدایا! تا تو می بینی همه این رنجها گواراست.

سمیه سیما

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و یکم تیر 1387 و ساعت 15:57 |

"به نام خداوند بی گناهان"

که خود کلام به نام خداوند بی گناهان آغاز می کردی.

پنجمین روز هم گذشت و تو در بندی

چه می کنم. در حال چه کاری هستم. روزها رو به چه می گذرانم. دوستانم چه می کنند. لحظاتی چند این نوشته را می خوانم. ناراحت می شوم. دعا می کنم . و نهایتا زجه ای از ته دل . و باز هم زندگی در جریان است. نـــــه . نه اصلا انتظار، انتظار ناراحتی تو دوست عزیز نیست برای دوست ِدر بندمان. غرض تجسم دردیست بزرگ.

سلمان چه می کنی؟ در چه حالی؟  کدامین نقطه ی کور از آن شش وجه تیره نگاهت را به خود جلب کرده. به که می اندیشی. به چه می اندیشی برادرم. شب آروزهاست یارا. در دل چه خواهی از دوست . از او که دوست تمام دوستانست. دستت دراز و چشمانت غمگین و صورتت خیس ِ اشک . نه از درد بند که از درد ِ دل مادر. که از پشت ِ خم پدر چگونه گویم.  نگاه پر اشکت را خواهر چگونه بگویم. از نگاه دوخته به در ...

خدایا ، خداوندا، به زیبایی ِ آرزو قسم ؛ به شب آروزهایت قسم ، تو را به اشک مادر ، تو را به بغض پدر و نگاه منتظر خواهر آرزویشان برآورده کن که این پاک ِ به بند افتاده امیدش هرگز به جز خودت نبود و نیست.

IIIII

به کدامین گناه

یا حق

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و یکم تیر 1387 و ساعت 0:58 |

بيانيه جمعی از فعالین دانشجويی دانشگاه هاي سراسری و آزاد  پیرامون 18 تیرماه و دانشجویان دستگیر شدگان این روزها مهدی خدایی و سلمان سیما

بسم حق

هجدهم تیرماه سال هشتاد و هفت در حالی می رسد که بیداری نشانه ی دانشجویان این سال است. دانشجویانی که سال هفتاد و هشت جوانان و نوجوانانی بودند که هر لحظه برادرانشان را به آخرین سنگر آزادی با دعای خیرشان بدرقه می کردند و هر لحظه امید ِ آن داشتند تا آنان که آزادی و کرامت را فریاد می زنند ، برادرانشان که فریاد انسانیت و حقوق انسانی برآورده بودند به حمایت آیند. اما یاد باد آن روزی را که دست نیاز به باتوم و آغوش باز به گاز اشک آور پاسخ داده شد.

آن روز کسانی که فریادشان فریاد انسان محوری بود آن دست نیاز را جوابی نداشتند. امروز چه خواهیم که همان بهانه ی سکوت خود بر مسند است و آن جوانان دعا گو خود دراز دارند دست نیاز. نـُه سال پیش فریاد حقوق انسانی و فریاد دموکراسی خواهی آنگونه خفه شد ؛ اما آیا  حال باید نفس خفه باد که به فریاد منجر نگردد؟ آن روز دانشجوی آزاد اندیش و آزاد خواه برای فریاد مطالباتش آنگونه مورد هجوم بود اما آیا امروز اندیشه جرمیست نمایان؟ 18 تیر هفتاد و هشت خود مظلومیتی ست که در تاریخ ماندگارست و سوالی ست بزرگ برای آنان که پاسخی بر فریاد مظلومان نداشتند. 18 تیر _و نه فقط هفتاد و هشت_ روز تولد فریاد است، روز موجودیت دانشگاه و دانشجوست.

در آستانه هجدم تیرماه با خبر شدیم مهدی خدایی فعال دانشجویی دانشگاه آزاد و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهر ری در روز پانزدهم تیرماه و سلمان سیما فعال دانشجویی دانشگاه آزاد ومدیرمسوول نشریه دانشجویی سخن تازه در روز هفدهم تیرماه در منزل بازداشت شده اند و تا این لحظه خبری از آنان در دست نیست.

بدین وسیله ما جمعی از دانشجویان دانشگاه های آزاد و سراسری با گرامیداشت روز هجدهم تیرماه و تمام دانشجویانی که در آن فاجعه مورد ظلم قرار گرفتند؛ خواستار آزادی بی قید و شرط دانشجویان مهدی خدایی ، سلمان سیما و تمام دانشجویان زندانی هستیم. امید به آنکه همه با هم و در کنار هم ایرانی باشیم و آزاد.

به امید روشنی                                             

و من الله توفیق

جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه های آزاد و سراسری

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 23:15 |

 

ای هم نفســـان بودن و آسودن ما چــــــــیست؟

یاران همه کردند سفر ، بودن ما چیست؟

بشتـــــــاب رفیقـا که عزیزان همه رفتــــنـــد

ساکن شدن و راه، نــپیـمودن ما چیست؟

گر زخم غمی بر جگر ریش نـــــــــــــــــــداریم

رخساره به خون ِ جگر آلودن ما چیست؟

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 20:16 |

تو بودی شعر من تشویق کردی

وحالا من شرور از شعر خویشم

گمانم از قدوم شعر من بود

که سرد و بی‌صدا رفتی ز پیشم

در این شطرنج بی‌مهر زمانه

ز دست بی‌خدایان،کیش کیشم

تو میدانی که شلاق زمان است

که زخم اینگونه کرده ریشه ریشم

به فکرت می‌توان از شب جدا شد؟

به وقتی که شب است آیین و کیشم؟

نخواهم کرد فریاد از زمانه

که تریاکی نباشد بهر نیشم

به امید روزی که جای واژه زندان فقط در کتاب های تاریخی است

 

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 20:8 |

 

هنوزچند روز از خبر بازداشت مهدی خدایی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهر ری نگذشته بود که خبر بسی تلخ بگوش رسید :سلمان سیما دانشجوی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز بازداشت شد.

در آستانه ی 18 تیر این بار بازداشت های گسترده در دانشگاه آزاد آغاز شده است.

امروز 16 تیر سلمان سیما در حالی که در حال خارج شدن از دانشگاه آزاد تهران مرکز بود توسط ماموران امنیتی ربوده شد و بعد از مدتی ماموران همراه با سلمان به خانه پدریش مراجعه کردند و خانه  را تفتیش کردند هم اکنون از سلمان سیما خبری در دست نیست.

مهدی و سلمان رفتند شاید نفر بعدی خود ما باشیم

دیگر شک ندارم که اوین جایگاه آزادی خواهان است

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 19:58 |

یکشنبه، 16 تیر 1387

 

ادوارنیوز: سلمان سیما فعال دانشجویی دانشگاه آزاد ومدیرمسوول نشریه دانشجویی سخن تازه بازداشت شد .

ماموران امنیتی ظهر امروز(یکشنبه)این دانشجو را در برابر دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز بازداشت کرده و سپس با ورود به منزل پدری سلمان سیما، ضمن تفتیش، کامپیوتر و وسایل شخصی وی را ضبط کرده اند.

گفتنی است سلمان سیما در سال 85 به دلیل فعالیتهای دانشجویی در دانشگاه آزاد، از سوی کمیته انضباطی به دو ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده بود.

پنج شنبه گذشته نیزمهدی خدایی یکی دیگر از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد بازداشت شده بود

ادوارنیوز

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 16:54 |